اشعار و نثر های خودم
 پست ویژه-گیلاس آبی-اثر میلاد تهرانی-با ویرایش عاشقانه خودم(منظور از ویرایش تخلیص است)

می گفتی که دوستم داری

به اندازه ی تمام قطره های بارانی

که بر صورتت می ریزد!

و من نیز دوستت دارم،

بدون توجه به چطری که ...

روی سرت گرفته ای!!!

 *

آنگاه که ...

ضربه های تیشه زندگی را

بر ریشه ی آرزوهایت حس می کنی؛

به خاطر بیاور که...

زیبایی شهاب ها

از شکستن قلب ستارگان است!!!

 *

می گفتی که طراوت باران من را به خاطرت می آورد،

و سخاوتش سرزمین قلبهارا آرام می سازد.

اما؛ امروز سیل همه چیز را با خود برد،

یاد حرفهای روز آخرت افتادم!!!

 *

آن گاه که؛ دوازدهمین زنگ نیمه شب نواخته می شود؛

در انتظار پایان شادی هایت نباش

و بدان که هیچ دری بروی تو بسته نخواهد شد.

زیرا در این قصه ...

خداوند ؛ فرشته مهربان توست!!!

 *

فاتح قلبها می شوی

و انگاه که طبق محاسباتت

عاشق تر از شما در زمین وجود ندارد...

بهانه مهربانیت،

تو را رها خواهد کرد

ابن هم یکی دیگر از سیاه چاله های تستی،

در مبحث نامعادلات عاشقانه!!!

 *

آتشی روشن کرده ام ،

و عهد بسته ام تا خاموش شدنش،

برایت دعا بخوانم .

تمام کارهایت رو به راه خواهند شد

چرا که من...

هیزمی دیگر در شومینه انداخته ام!!!

 *

عشق را با تمام وجود فریاد خواهم زد

تا به دنیا ثابت کنم؛

تمام مسیر ها به طرف مشترک مخوردنظر اشغال نمی باشد!!!

*

چرا غمگینی ؟؟؟

آن گاه که باید گرم و بی تاب باشی!!!

اسطوره ی افسانه های شرق!

چرا می خواهی آخرین خط یک کتاب باشی؟!

 *

چندین نامه نوشته ام،

با ادرسهایی که نمی دانمبه کجا خواهند رسید!

سلام.

از خدا وند برایت بهترین ها را خواسته ام

می دانم که تو

به آرزوهایت خواهی رسید!!!

 *

تکه های قلبم را با تو قسمت می کنم

شاید هیچ اثری بر این سرمای زمستانی نداشته باشد؛ اما...

برای لحظه ای می توانی گرمای عشق واقعی را در دستانت حس کنی!!!

 *

به کدامین کتاب مقدس دنیا سوگند بخورم؟

که از یاد عاشقان واقعی ات نخواهی رفت؛

حتی اگر تو را...

به آخرین صفحات تاریخ تبعید کرده باشند!!!

 *

افسانه ها می گویند

که خوشبخت ترین انسان زمین را

می توان سوار بر اسبی تک شاخ یافت،

 چشم هایت را باز کن

تا باور کنی که بهترینی!!!

 *

اگر قدر ثانیه های

بدون بازگشت را می دانستند

و از قله های باشکوه موفقیت

چیزی شنیده بودند؛

هیچ گاه ...

برای در چاله مانده؛

چاه را توصیف نمی کردند!!!

 *

تو را به داد گاه خواهم کشید

شاید به حبس ابد محکوم شوی

جزییات جنایتت معلوم نیست

اما،

اثر انگشتت را...

روی قلبی شکسته یافته ام!!!

*

چوب کبریت های نیمه سوخته

و چشم هایی...

در حسرت دوباره دیدنت.

به امتحانش می ارزید

ولی ای کاش

قصه های زمان کودکی بر اساس واقعیت بود!!!

 *

انگار روزی دیگر فرا رسیده است.

اگر چشم هایت گشوده شده اند

و اگر می توانی صادقانه لبخند بزنی

بدان که خداوند...

 هنوز عاشق توست!!!

*

خورشید سعادت را

بر آسمان خانه شما می بینم.

صبور باش...

تیره ترین ابر ها هم ،

چند روزی بیشتر

دوام نمی آورند!!!

 *

از عقیده ات با تمام وجود دفاع کن.

چرا که سکوت،

سر آغاز کار برای ویرانی توست!!!

*

قلب مهربانت مثلثی را می ماند در دریای عشق.

مرا در خود کشیده ای

برمودای من!!!

تو را دوست خواهم داشت

آن چنان که خود را

حتی اگر...

تمام عشاق را دیوانه بخوانی

و عشق را قصه ای بی انجام

من ...

تو را دوست خواهم داشت

بیشتر از آن چه؛ خود را!!!

 *

اگر که می دانستی که چقدر    

دوستت دارم

هیچ گاه برای آمدنت باران را بهانه نمی کردی

رنگین کمان من

*

|+| نوشته شده توسط mohammad.s.a.n در دوشنبه یکم مهر 1387  |
 
 
بالا